إنَّ الأَنصارَ جاؤوا إلى رَسولِ اللّه ِ صلي الله عليه و آله فَقالوا : يا رَسولَ اللّه ِ ، إنّا كُنّا ضُلاّلاً فَهَدانَا اللّه ُ بِكَ ، وعَيلَةً فَأَغنانَا اللّه ُ بِكَ ، فَاسأَلنا مِن أموالِنا ما شِئتَ فَهُوَ لَكَ ، فَأَنزَلَ اللّه ُ عَزَّوجَلَّ : «قُل لا أسأَلُكُم عَلَيهِ أجرًا إلاَّ المَوَدَّةَ فِي القُربى» . ثُمَّ رَفَعَ أبو عَبدِ اللّه ِ يَدَهُ إلَى السَّماءِ وبَكى حَتَّى اخضَلَّت لِحيَتُهُ وقالَ : الحَمدُ للّه ِِ الَّذي فَضَّلَنا
انصار نزد رسول خدا صلي الله عليه و آله آمدند و عرض كردند: اى رسول خدا، ما مردمى گمراه بوديم و خداوند به واسطه تو ما را راهنمايى كرد و تنگدست بوديم و خدا به بركت وجود تو توانگرمان ساخت؛ بنابراين از دارايى هاى ما هرچه مى خواهى از ما بخواه تا به تو دهيم. پس خداوند عز و جل اين آيه را فرو فرستاد: «بگو: من به ازاى آن از شما مزدى نمى خواهم جز دوستى كردن با خويشاوندان» . در اين هنگام امام صادق عليه السلام دستش را به طرف آسمان بالا برد و چندان گريست كه محاسنش تر شد و فرمود: سپاس و ستايش خداى را كه به ما برترى بخشيد.