امام صادق عليه السلام :

قالَ لُقمانُ لاِبنِهِ : يا بُنَيَّ ، إن كُنتَ زَعَمتَ أنَّ الكَلامَ مِن فِضَّةٍ ، فَإِنَّ السُّكوتَ مِن ذَهَبٍ

لقمان به پسرش گفت: «پسرم! اگر گمان كردى كه سخن، نقره است، پس [بدان كه ]سكوت، طلاست». علاّمه مجلسى در شرح اين حديث گفته است : حديث دلالت مى كند بر اين كه خاموشى، به زِ سخن گفتن است. گويا منظور اين است كه غالبا چنين است ، و گرنه ، ظاهرا سخن گفتن در خيلى جاها از خاموشى بهتر است . حتى در جايى كه اظهار اصول و فروع دين و امر به معروف و نهى از منكر لازم است ، سكوت حرام و سخن گفتن واجب است . سخن گفتن در پند و اندرز ، راه نمايىِ مردم به مصالحشان ، نشر علوم دينى ، شفاعت براى انجام كار مؤمنان ، برآوردن نياز آنان و امثال اين امور ، مستحب است . بنابر اين ، اين قبيل احاديث ، مربوط به غير موارد ياد شده است يا مربوط به احوال عموم مردم مى شود كه سخن آنان ، غالبا نامربوط است ، يا اين كه اين احاديث ، مخصوص امور مباح است . در «كتاب العقل» گذشت كه هشام از اميرمؤمنان نقل كرده كه ايشان همواره مى فرموده : «از نشانه هاى عاقل ، داشتن سه چيز است : پاسخ دادن به سؤال ، سخن گفتن در هنگام ناتوانىِ ديگران از گفتار، و راه نمايى به رأى و نظرى كه صلاح خانواده اش در آن است ». (بحارالأنوار: ج 71 ص 297).

منبع: الكافي : ج 2 ص 114 ح 6 ، بحار الأنوار : ج 71 ص 297 ح 70 .

احادیث بیشتر این بخش