انواع گناه و آثار آن
«گناه» عملي است که با اراده و رضايت الهي در تضاد بوده، با ايجاد نوعي \" تاريکي\" معنوي در نفس انسان، آدمی را از خداي متعال که \"نور\" آسمانها و زمين است، دور میسازد و به عبارت ديگر، موجب بازماندن وى از کمال و قرب به خدا میگردد.
تعيين اين که چه چيزي گناه است و چه چيزي ثواب از طريق کتاب و سنت مقدور است، زيرا در بسياري از موارد، گناه بودن عملي قابل تشخيص عقلاني نيست و خداي متعال است که اين موارد را به اقتضاي علم و حکمت مطلق خود، از طريق وحي و دين، براي بشر بيان نموده است.
اقسام گناه:
عالمان اسلامي گناهان را بر دو گونه تقسيم نموده اند: گناهان کبيره (بزرگ) و گناهان صغيره (کوچک). .
اين تقسيم بندى از قرآن و روايات سرچشمه گرفته است؛ در قرآن چنين می خوانيم: اگر از گناهان کبيره اى که از آن نهى شده ايد، اجتناب کنيد، گناهان کوچک شما را می پوشانيم وشما را در جايگاه خوبى وارد می سازيم. (نساء، 31)
و در جاى ديگر آمده است: و کتاب (نامه اعمال ) در آنجا گذارده شود، گنهکاران را می بينى که از آنچه در آن است، ترسان و هراسناکند، و می گويند: اى واى بر ما، اين چه کتابى است که هيچ عمل کوچک و بزرگى نيست، مگر اينکه آن را شماره کرده است (کهف، 49)
و درباره بهشتيان می خوانيم: مواهب آخرت، جاودانه است براى آنانکه از گناهان بزرگ و کارهاى زشت پرهيز می کنند. (شوري، 38).
از اين آيات به روشنى استفاده می شود، که گناهان، دو گونه اند: کبيره و صغيره و همچنين استفاده می شود بعضى از گناهان، بدون توبه حقيقى بخشودنى نيست، ولى بعضى از آنها بخشودنى است.
امام على (عليه السلام) در گفتارى فرمود: گناهان بر سه گونه اند: گناه بخشودنى و گناه نابخشودنى و گناهى که براى صاحبش، هم اميد بخشش داريم و هم ترس از کيفر.
سپس فرمود: اما گناهى که بخشيده است، گناه بنده اى است که خداوند او را در دنيا کيفر می کند و در آخرت کيفر ندارد. در اين صورت خداوند حکيم تر و بزرگوارتر از آن است که بنده اش را دو بار کيفر کند.
اما گناهى که نابخشودنى است، حق الناس است يعنى ظلم بندگان نسبت به همديگر که بدون رضايت مظلوم بخشيده نمی شود. و اما نوع سوم، گناهى است که خداوند آن را بر بنده اش پوشانده، توبه را نصيب او نموده است، و در نتيجه آن بنده هم از گناهش هراسان است و هم اميد به آمرزش پروردگارش دارد، ما نيز درباره چنين بنده اى، هم اميدواريم و هم ترسان. (بحار الانوار، ج6، ص29)[1]
ملاک کبيره (بزرگ) بودن گناه:
در قرآن مجيد و کلام معصومين (عليهم السلام) کليه اعمالى که گناه محسوب میشود، بيان گرديده است، منتهي کبيره بودن گناه، پيرو ملاک هايي است.
در کتاب تحرير الوسيله امام خمينى قدس سره پيرامون معيار گناهان کبيره، چنين آمده است
1- گناهانى که در مورد آنها در قرآن يا روايات اسلامی وعده آتش دوزخ، داده شده باشد.
2- از طرف شرع، به شدت، از آن نهى شده است.
3- دلايلي وجود دارد که معلوم مي شود آن گناه، بزرگتر از بعضى از گناهان کبيره است.
4- عقل، حکم کند که فلان گناه، کبيره است.
5- در ذهن مسلمينِ پاى بند به دستورات الهى ، چنين تثبيت شده كه فلان گناه ، از گناهان بزرگ است .
6- از طرف پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله) يا امامان (عليهم السلام) در خصوص گناهى تصريح شده كه از گناهان كبيره است .
(برخي از فقها تعزير را نشانه کبيره بودن گناه مي دانند که در اين صورت استمنا نيز از گناهان کبيره محسوب خواهد شد، زيرا در روايتي آمده است که امام علي (عليه السلام) با زدن روي دست، شخص مستمني را تعزير فرمودند. )
البته گناهان کبيره نيز همه در يک سطح نيستند. بعضى بدون توبه بخشيده نمیشوند، مانند «شرک» و «قتل نفس» و برخى بدون توبه و تحت شرايطي و در اثر انجام کارهاي نيک ممکن است مشمول مغفرت گردند.
فهرست گناهان کبيره:
روايات متعددى از ائمّه اطهار (عليهم السلام) به ما رسيده كه بيانگر تقسيم گناهان به كبيره و صغيره است ، ودر كتاب اصول كافى يك باب تحت عنوان\" باب الكبائر\" به اين موضوع اختصاص يافته كه داراى 24 حديث است .
در روايت اوّل و دوّم اين باب ، تصريح شده كه گناهان كبيره ، گناهانى را گويند كه خداوند، دوزخ و آتش جهنم را بر آنها مقرر نموده است .
در بعضى از اين روايات (روايت سوم و هشتم )، هفت گناه به عنوان گناه کبيره، و در برخى از روايات (روايت 24) نوزده گناه به عنوان گناهان کبيره، شمرده شده است.
گرچه هر گناه، چون مخالفت فرمان خداى بزرگ است، سنگين و بزرگ است، ولى اين موضوع منافات ندارد که بعضى از گناهان نسبت به خود و آثارى که دارد، بزرگتر از برخى ديگر باشد، و به گناهان بزرگ و کوچک تقسيم گردد.
گناهان کبيره در کلام امام صادق) عليه السلام):
عمروبن عبيد يکى از علماى اسلام، به حضور امام صادق (عليه السلام) آمد، سلام کرد و سپس اين آيه را خواند: نيکوکاران کسانى هستند که از گناهان بزرگ، و زشتى پرهيز می کنند. (شوري، 38)
سپس سکوت کرد و دنبال آيه را نخواند؛ امام صادق (عليه السلام) به او فرمودند: چرا سکوت کردى؟ ! او گفت: دوست دارم، گناهان کبيره را از کتاب خداوند بدانم.
آنگاه امام صادق (عليه السلام) گناهان کبيره اى را که در قرآن آمده بيان نمودند:
1- بزرگترين گناهان کبيره، شرک به خدا است: قرآن می فرمايد کسي که براى خدا، شريک قرار دهد، خداوند بهشت را بر او حرام می کند. (مائده، 72 )
2- نااميدى از رحمت خدا: هيچ کس جز کافران از رحمت خدا، نوميد نگردد. (يوسف، 87)
3- ايمنى از مکر (عذاب و مهلت ) خدا: از مکر خدا ايمن نشود، مگر مردم زيان کار. ( اعراف، 99)
4- عقوق (و آزار) والدين: چنان که قرآن از زبان عيسى (عليه السلام) می فرمايد: خدا دستور داده که به مادرم نيکى کنم و مرا زورگوى تيره بخت قرار نداده است. (مريم، 32)
5- كشتن انسانِ بى گناه : و هر كس فرد با ايمانى را از روى عمد، به قتل برساند مجازات او، دوزخ است كه جاودانه در آن مى ماند، و خداوند بر او غضب مى كند و از رحمتش دور مى سازد و عذاب عظيمى براى او آماده ساخته است . (نساء، 93)
6- نسبت نارواى زنا به زن پاکدامن: کسانى که زنان پاکدامن و بى خبر (از هر گونه آلودگى ) و با ايمان را متهم می سازند، در دنيا و آخرت، از رحمت الهى بدورند، و عذاب بزرگى در انتظارشان است. (نور، 23)
7- خوردن مال يتيم: همانا کسانى که اموال يتيمان را می خورند، آنها در شکم هاى خود، آتش فرو می برند و بزودى در آتش سوزان می سوزند. ( نساء، 10)
8- فرار از جبهه جهاد: و هر کس در آن هنگام (جنگ ) به آنها پشت کند مگر در صورتى که هدفش، کناره گيرى از ميدان براى حمله مجدد و يا به قصد پيوستن به گروهى (از مجاهدان ) بوده باشد (چنين کسى ) گرفتار خشم پروردگار خواهد شد، و جايگاه او جهنم، و چه بد عاقبتى است. ( انفال، 16)
9- ربا خوارى: کسانى که ربا می خورند، بر نمی خيزند مگر مانند کسى که شيطان باتماس خود، او را همچون ديوانه، آشفته حال کرده است. ( بقره، 275)
10- سحر و جادو: قطعا دانستند که هر کس خريدار جادو شود، در آخرت، بى بهره خواهد بود. ( بقره، 102)
11- زنا: هر کس که زنا کند، مجازاتش را خواهد ديد، عذاب چنين کسى در قيامت، مضاعف گردد و با خوارى، هميشه در آن خواهد ماند. ( فرقان، 68)
12- سوگند دروغ براى گناه: کسانى که پيمان خود با خدا و سوگندهاى خود را به بهاى اندک می فروشند، در آخرت، بى بهره اند. (آل عمران، 77)
13- خيانت در غنايم جنگى: و هر که در غنيمت جنگى، خيانت کند، روز قيامت با آنچه خيانت کرده بيايد. ( آل عمران، 161)
14- نپرداختن زکات واجب: در آن روز) طلاها و نقره ها را) در آتش دوزخ داغ و سوزان کرده و با آن صورت ها و پهلوها و پشت هايشان را داغ می گذارند. ( توبه، 35)
15- گواهى به دروغ، کتمان: و هر کس گواهى دادن را پنهان کند، قلبش گنهکار است. ( بقره، 283)
16- شراب خوارى: اى کسانى که ايمان آورده ايد، شراب و قمار و بت ها و تيرهاى قرعه پليدند و از عمل شيطانند. پس از آنها دورى کنيد باشد که رستگار شويد. ( مائده، 90)
17- ترك نماز يا واجبات ديگر بطور عمد، زيرا پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله) فرمود: هر كس عمدا نماز را ترك كند از پيمان خدا و رسول خدا بيزارى جسته است . (بحار الانوار، ج47، ص17)[2]
18و19- پيمان شکنى و قطع رحم، چنانکه خداوند می فرمايد: براى آنانکه (پيمان را می شکنند و قطع رحم می کنند) لعنت و خانه بد در آخرت، است. (رعد، 25)
امام صادق (عليه السلام) به اينجا که رسيد، عمروبن عبيد در حالى که از شدت ناراحتى، شيون می کشيد از محضر آن حضرت خارج شد و می گفت: به هلاکت رسيد آنکس که به راءى، فتوا داد، و در فضل و علم با شما، ستيزکرد. (بحارالانوار، ج76، ص 8)
امام خميني (رض) در کتاب تحرير الوسيله می گويد: گناهان کبيره، بسيار است، بعضى از آنها عبارتند از:
1- نا اميدى از رحمت خدا. 2- ايمن شدن از مكر خدا. 3- دروغ بستن به خدا يا رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و يا اوصياى پيامبر عليهم السلام4- كشتن نا بجا.
[1]. ان الذنوب ثلاثة. . . فذنب مغفور و ذنب غير مغفور و ذنب نرجو لصاحبه و نخاف عليه. . . .
[2] . من ترك الصّلاة متعمّدا فقد بَرى من ذمّة اللّه و ذمّة رسول اللّه.
5- عقوق پدر ومادر6- خوردن مال يتيم از روى ظلم . 7- نسبت زنا به زن با عفت . 8- فرار از جبهه جنگ با دشمن . 9- قطع رحم . 10- سحر و جادو. 11- زنا. 12- لواط. 13- دزدى . 14- سوگند دروغ . 15- كتمان گواهى . (در آنجا كه گواهى دادن واجب است ) 16- گواهى به دروغ . 17- پيمان شكنى . 18- رفتار بر خلاف وصيّت . 19- شرابخوارى . 20- رباخوارى . 21- خوردن مال حرام . 22- قمار بازى . 23- خوردن مردار و خون . 24- خوردن گوشت خوك . 25- خوردن گوشت حيوانى كه مطابق شرع ذبح نشده است . 26- كم فروشى . 27- تعرّب بعد از هجرت . يعنى انسان به جايى مهاجرت كند كه دينش را از دست مى دهد. 28- كمك به ستمگر. 29- تكيه بر ظالم . 30- نگهدارى حقوق ديگران بدون عذر. 31- دروغگويى . 32- تكبر. 33- اسراف و تبذير. 34- خيانت . 35- غيبت . 36- سخن چينى . 37- سر گرمى به امور لهو. 38- سبك شمردن فريضه حج . 39- ترك نماز. 40- ندادن زكات . 41- اصرار بر گناهان صغيره.
از اين ميان شرك به خدا و انكار آنچه را كه خداوند دستور داده ، و دشمنى با اولياى خدا، از بزرگترين گناهان كبيره است. همانگونه كه بيان شد طبق فتواى امام خمينى قدس سره گناهان كبيره ، بسيار است و آنچه در بالا ذكر شد قسمتى از آنها است ، مثلا توهين به كعبه و قرآن و پيامبر( صلّى اللّه عليه و آله) و امامان (عليهم السلام) يا ناسزا گفتن به آنها و بدعت گذارى و.... از گناهان كبيره است .
موارد تبديل گناه صغيره به کبيره:
از آيات و روايات استفاده می شود که در چند مورد، گناه صغيره، تبديل به کبيره شده و حکم گناهان کبيره را پيدا می کند از جمله:
اول. اصرار بر صغيره:
تکرار گناه صغيره، آن را تبديل به گناه کبيره می کند، و اگر انسان حتى يک گناه کند، ولى استغفار نکند، و در فکر توبه هم نباشد، اصرار به حساب می آيد. صغيره همچون نخ نازک و باريکى است که اگر تکرار شود، طناب و ريسمان ضخيمي می گردد که در اين صورت پاره کردنش مشکل است
قرآن درباره ى پرهيزکاران می فرمايد: آنان آگاهانه بر گناهانشان، اصرار نورزند. (آل عمران، 135)
امام باقر (عليه السلام) در شرح اين آيه فرمود: اصرار، عبارت از اين است که کسى گناهى کند و از خدا آمرزش نخواهد و در فکر توبه نباشد.
اميرمؤمنان على (عليه السلام) فرمود: از اصرار بر گناه بپرهيز، چرا که از بزرگترين جرايم است. (مستدرک الوسايل، موسسه آل البيت، ج11، ص368)[1]
از گناهان کوچک غافل نشويم:
امام صادق (عليه السلام) فرمود: رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) همراه ياران (در سفرى ) در سرزمين بى آب و علفى فرود آمد، به يارانش فرمود: ائتوابحطب ، هيزم بياوريد كه از آن آتش روشن كنيم تا غذا بپزيم . ياران عرض كردند: اينجا سرزمين خشكى است و هيچگونه هيزم در آن نيست !. رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) فرمود: برويد هر كدام هر مقدار مى توانيد جمع كنيد آنها رفتند و هر يك مختصرى هيزم يا چوب خشكيده اى با خود آورد و همه را در پيش روى پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله) روى هم ريختند، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود: اين گونه گناهان ، روى هم انباشته مى شوند.
سپس فرمود: ايّاكم و المحقّرات من الذّنوب از گناهان كوچك بپرهيزيد كه همه آنها جمع و ثبت مى گردد. ...( اصول كافي، ج2، ص 288 ) امام صادق عليه السلام فرمود: لا صَغيرة مع الاِصرار در صورت اصرار، گناه صغيره اى نباشد. ( بحار الانوار، ج 8، ص 352)
دوم. کوچک شمردن گناه:
کوچک شمردن گناه، آن را به گناه بزرگ تبديل می کند، براى روشن شدن موضوع، به اين مثال توجه کنيد:
اگر كسى سنگى به سوى ما پرتاب كند، ولى بعداً پشيمان شده و عذرخواهى كند، ممكن است او را ببخشيم ، ولى اگر سنگ ريزه اى به ما بزند، و در مقابلِ اعتراض بگويد: اين كه چيزى نيست ، بى خيالش . او را نمى بخشيم ، زيرا اين كار، از روح استكبارى او پرده برمى دارد و بيانگر آن است كه او گناهش را كوچك مى شمرد. به اين روايات توجه كنيد:
امام حسن عسكرى (عليه السلام) فرمود: از گناهان نابخشودنى اين است كه انسان بگويد: كاش مرا به غير از اين گناه مجازات نكنند؛ يعنى آن گناهِ مورد اشاره را كوچك بشمرد. ( بحارالانوار، ج50، ص250)
اميرمؤ منان على (عليه السلام) می فرمايد: بدترين گناهان، آن است که صاحبش آن را کوچک بشمرد. ( کلمة التقوي، ج2، ص294)
امام صادق (عليه السلام) فرمود: از گناه حقير و ريز، بپرهيز (سبک مشمار) که آمرزيده نشود. عرض کردم: گناهان حقير چيست! ؟ فرمود آن است که: کسى گناه کند و بگويد خوشا به حال من اگر غير از اين گناه نداشتم. (مشکوة الانوار، ص273)
سوم. اظهار خوشحالى هنگام گناه:
لذت بردن از گناه و شادمانى هنگام انجام گناه، از امورى است که گناه را بزرگ می کند و موجب کيفر بيشتر می شود. در اينجا به چند روايت توجه کنيد:
اميرمؤ منان على (عليه السلام) فرمود: بدترين بدها کسى است که به انجام بدى خوشحال گردد. ( عيون الحکم و المواعظ، ص294)[2]
و نيز فرمود: كسى كه از انجام گناه ، لذت ببرد خداوند ذلّت را به جاى آن لذّت به او مى رساند. (عيون الحكم والمواعظ، ص436)[3]
امام سجاد (عليه السلام) فرمود: از شاد شدن هنگام گناه بپرهيز، که اين شادى بزرگتر از انجام خود گناه است. ( بحارالانوار، ج75، ص159) و نيز فرمود: عذاب دردناک گناه شيرينى آن را تباه می سازد. [4]
چهارم. گناه از روى طغيان:
يکى ديگر از امورى که موجب تبديل گناه کوچک به گناه بزرگ می شود، طغيان و سرکشى در انجام گناه است؛ در قرآن کريم مي خوانيم: و اما آنها که طغيان کردند و زندگى دنيا را مقدم شمردند، بى گمان جايگاهشان دوزخ است. [5]
پنجم. مغرور شدن به مهلت الهى:
ديگر از امورى که گناه کوچک را به گناه بزرگ تبديل می کند، آن است که گنهکار مهلت خدا و مجازات نکردن سريع او را دليل رضايت خدا بداند و يا خود را محبوب خدا بداند.
گناهکاران در دل می گويند: چرا خدواند مارا به خاطر گناهانمان عذاب نمی کند؟ جهنم براى آنها کافى است، وارد آن می شوند و بد جايگاهى است.
وعده عذاب جهنم براى چنين افرادى، دليل آن است که گناه افرادى که مغرور به عدم مجازات سريع خداوند هستند، گناه کبيره است. (مجادله، 8)
ششم. تجاهر به گناه:
آشكار نمودن گناه نيز، گناه صغيره را تبديل به گناه كبيره مى كند، شايد از اين نظر كه آشكار نمودن گناه حاكى از تجرّى و بى باكى بيشتر گنهكار است ، و موجب آلوده كردن جامعه ، و عادى نمودن گناه مى گردد.
اميرمؤ منان على (عليه السلام) فرمود: از آشکار نمودن گناهان بپرهيز، که آن از سخت ترين گناهان است. (عيون الحکم والمواعظ، ص95) و حضرت رضا (عليه السلام) فرمود: پاداش پنهان کننده کردار نيک، معادل هفتار کار نيک است، و آشکار کننده گناه، خوار می باشد. (بحارالانوار، ج67، ص251)
هفتم. گناه شخصيت ها:
گناه آنان که در جامعه، داراى موقعيت خاص هستند، با گناه ديگران يکسان نيست، و چه بسا گناه صغيره آنها، حکم گناه کبيره را داشته باشد، زيرا گناه آنها داراى دو بعد است: بعد فردى و بعد اجتماعى
گناه شخصيت ها و بزرگان از نظر بعد اجتماعى می تواند زمينه ى اغوا و انحراف جامعه و موجب سستى دين مردم شود. بر همين اساس، حساب خداوند با بزرگان و شخصيت ها، غير از حساب او با ديگران است.
گناه بزرگان از ديدگاه قرآن:
در سوره حاقهّ در باره عالمان بدعت گذار مى خوانيم و اگر او (پيامبر) سخن دروغ بر ما مى بست ، ما او را با قدرت مى گرفتيم ، سپس شاهرگش را قطع مى كرديم ، و احدى از شما نمى توانست مانع شود و از او حمايت كند. (حاقهّ، 44 تا 48)
در قرآن افراد بدعت گذار و تحريف گر بسيارى مطرح شده اند اما خدا درباره ى هيچكدام از آنها اين گونه سخن نگفت كه : رگ گردنت را مى زنيم ، ولى به پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله) به خاطر عصمت و مقام علم و آگاهيش چنين مى فرمايد، زيرا او شخص بزرگى است كه گناهش نيز بسيار بزرگ است .
بنابراين آنان که داراى شخصيت علمی و دينى هستند و انتسابشان به دستگاه دين بيشتر است، مسئوليت بيشترى دارند.
گناه بزرگان از ديدگاه روايات:
امام صادق عليه السلام در ضمن گفتارى فرمود: هفتاد گناه از جاهل، بخشيده می شود قبل از آنکه يک گناه از عالم، بخشيده گردد. (بحارالانوار، ج75، ص193)
رسول اكرم (صلّى اللّه عليه و آله) در ضمن گفتارى فرمود: اگر عالمان دين و زمامداران ، فاسد شدند، مردم نيز فاسد مى شوند.
و در سخن ديگر فرمود: عوام امت من اصلاح نمی شوند مگر با اصلاح خواص امت من! شخصى پرسيد: خواص امت چه کسانى هستند؟ . فرمود: خواص امت من چهار دسته اند: 1 -زمامداران. 2 -دانشمندان. 3 - عابدان. 4- تاجران.
شخصى ديگر پرسيد: چگونه ؟ پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود: زمامداران چوپانان مردمند، وقتى چوپان گرگ شود، گوسفندان چگونه بچرند؟ و علما طبيبان مردمند، وقتى طبيب بيمار باشد، بيماران را چه كسى درمان كند، بندگانِ عابد خداوند راهنماى مردمند، اگر راهنما گمراه شد، چه كسى راه رونده را هدايت مى كند؟ و تاجران امين مردمند، وقتى كه امين خيانت كرد، به چه كسى بايد اطمينان نمود؟
بنابراين گناه مسئولين، چهره ها، علما، نهادها، نويسندگان، بزرگان و سادات بيشتر به حساب می آيد.
[1]. اياک و الاصرار فانه من اکبر الکبائر و اعظم الجرائم.
[2] . شر الاشرار من تبهّج بالشر.
[3] . مَن تَلذّذ بمعاصِى الله ذُل.
[4]. حلاوة المعصية يفسدها اليم العقوبة.
[5] . امّا مَن طَغى وَ اثَر الحَياة الدّنيا فَاِنّ الجَحِيمَ هِىَ المَاءوى.