سلام من سالمه و استرس خیلی زیادی دارم موقع امتحان و مشکلات زندگی من تو رفتم حرفه آرایشگری رو یاد بگیرم و موقع انجام دادن کار استرس میگیره منو و شروع به گریه کردن میکنم و دست و پام می لرزه مادرم درکم نمیکنه و هی میگه که چرا من تو رو فرستادم چقد بی ارزه هستی و بی مصرف و سر به هوا و خلاصه.. من بخاطر حرف های مادرم خیلی تو فشارم و دلم میخواد خودم رو بکشم و از این زندگی راحت بشم من چیکار کنم مادرم میگه تو فقط سرت تو گوشیه و میخوابی ولی نمیدونه من دارم با این کارام خودم رو آروم میکنم دیگه خسته شدم از این همه استرس و فشار کمکم کنید خواهش میکنم
نظرات کاربران
سلام عزیزم. هر شغلی استرس خودش رو داره. به عنوان کسی که میخواهد ارایشگری رو یاد بگیره بهتره به جای گریه کردن از چندنفر از دوستان خودت بخواهی به عنوان مدل بیان ارایشگاه و شما رایگان سر انها رو اصلاح کنی. اینجوری ترس شما کمتر میشه. انگیزه میگیری و خودت رو باور میکنی. دیگه هم تو خونه گریه نمیکنی و سرت تو گوشی نخواهد بود و مادر هم بهت گیر نخواهد داد. هدفت قشنگه. مسیر درست برای رسیدن بهش رو طی کن رفیق
سلام شما باید مدیریت استرس داشتع باشید و چن نکتع برای شما اونطور کع متوجع شدم برای شما بهترع انجام بدین: در حالتهای روانی مختلف چه بخوریم؟ ١) غمگین هستید؟ غذاهایی که دارای امگا و ویتامین هستند مثل : تخم بَزرَک (بذر کتان) و ماهیهای چرب مثل قزل آلا بخورید ٢) در سختی هستید؟ غذاهایی غنی از ویتامین مثل : گوجه فرنگی، آناناس، توت فرنگی کیوی، فلفل سبز و کلم میل کنید ٣) استرس دارید؟ غذاهایی غنی از ویتامین های گروه مثل قزل آلا یا میگو یا یک کاسه بزرگ ماست کم چرب بخورید
و پاسخ: اضطراب در اصل جزء ساختار شخصيت انسان است و اگر در حد اعتدال باشد موجب رشد و بالندگي انسان مي شود. زيرا اضطراب موجب احساس مسؤوليت، انجام به موقع كارها، عمل به وعده، پيشگيري از خطرات احتمالي و انجام وظايف فردي و اجتماعي است اگر اضطراب در ساختار شخصيت نهادينه نشده باشد ما هيچ گاه براي درمان به پزشك مراجعه نمي كنيم، يك راننده شب تا صبح پشت فرمان بيدار نخواهد بود و ما كارهايمان را به موقع انجام نمي دهيم و خودمان را براي امتحان آماده نمي كنيم. اما
گاهي اوقات عواملي باعث افزايش اين اضطراب مي شود به گونه اي كه بر عملكرد انسان تأثير منفي مي گذارد و در واقع مزاحم انجام صحيح كار و تكاليف مي گردد و حتي اضطراب و نگراني ممكن است موجب خطر آفريني براي انسان و ديگران شود اين گونه اضطراب ها در واقع اضطراب مرضي است و نياز به درمان دارد. اما سؤال اينجاست كه چه عواملي موجب اين اضطراب مرضي و خطرآفرين و آسيب زا مي شود. پاسخ به اين سؤال امري است دشوار زيرا عوامل گوناگوني مي تواند موجب اضطراب و نگراني افراد شود و هر كس با توجه به شخصيتي كه دارد و شرايط زماني و مكاني و شغلي
و همچنين ميزان آسيب پذيري و قوت و ضعف سيستم ايمني او ممكن است تحت شرايطي دچار اضطراب و نگراني شود در حالي كه ممكن است همين شرايط براي فرد ديگري اضطراب زا نباشد. بنابراين نمي توان عوامل اضطراب را دقيقا مشخص كرد و در تعريف اضطراب نيز آمده است اضطراب ترسي است مبهم كه عامل آن مشخص نيست اما به طور كلي مي توان گفت حوادث ناگوار دوران كودكي، حوادث غير منتظره در زمان فعلي براي انسان اتفاق مي افتد،
بيماري هاي صعب العلاج، عدم مهارت هاي كافي براي به عهده گرفتن مسؤوليت، عدم مهارت هاي اجتماعي و ارتباطي و به عبارت ديگر كمرويي را مي توان از جمله عوامل روان شناختي اضطراب ناميد و از نظر ديني ضعف اعتقادات و باورهاي ديني يا ضعف ايمان، گناهاني كه فرد مرتكب مي شود، انجام ندادن تكاليف شرعي و بالاخره دوري از خداوند و معنويت مي تواند زمينه بروز اضطراب را در فرد به وجود آورد. اما مقابله با اضطراب: براي مقابله با اضطراب ابتداء بايد ريشه بروز اضطراب را از طريق جلسات روان درماني
جستجو كرد و سپس به درمان پرداخت كه بيان آن در اين نوشتار نمي گنجد. اما از نظر ديني: راه مقابله با اضطراب ها و نگراني ها، تقويت ايمان، اجتناب از گناه، شناخت تكليف و انجام وظايف وظايف ديني، ذكر و ياد خدا، تلاوت آيات قرآن، خواندن ادعيه با توجه به معاني آنها، معاشرت با افراد مؤمن و متقي كه از آرامش رواني نسبتا بالايي برخوردارند، شركت در مجالس مذهبي از جمله راه هاي مقابله با اضطراب و نگراني است. البته آنچه گفته شد بيشتر جنبه كلي دارد و درمان
اضطراب يا هر بيماري رواني ديگر همان طور كه خودتان نيز در نامه گفته ايد، نياز به جلسات مشاوره حضوري با مشاور روان شناس دارد تا ابتدا مشكل شناسايي و سپس راه هاي مقابله با آن ارائه شود. بنابراين، اضطراب - همان طور كه روانشناسان تعريف كردهاند - نوعي نا آرامي مبهم و نامعلوم است و به حساسيتهاي رواني و جسماني اي كه انسان در پاسخ به تهديد حقيقي يا خيالي ابراز ميدارد، اشاره ميكند. در واقع اضطراب نوعي احساس ناخوشايند مبهم است و اسباب دلواپسي را در انسان پديد ميآورد. به همين جهت، فرد مضطرب اغلب دلهره و نگرانيهايي دارد كه ريشه آن را نميشناسد. در اين
موقعيت، عباراتي چون «دلم مثل سير و سركه ميجوشد»، «احساس ميكنم اتّفاق بدي ميخواهد برايم بيفتد»، «احساس ميكنم دلم هري ريخت»، «آرام و قرار ندارم» و «احساس ميكنم توي دلم خالي شده» بر زبان ميراند. نشانههاي جسمي و رواني اين احساس ناخوشايند عبارتند از: الف) نشانههاي هيجاني نظير احساس اندوه، خشم، خجالت و...
ب) نشانههاي جسماني نظير عرق كردن (به خصوص در كف دستها)، افزايش ضربان قلب، لرزش اندامها و سردرد ج) نشانههاي ادراكي نظير بي توجهي در انتخاب، عدم توانايي در يادگيري، ضعف تمركز حواس و فقدان تفكر د) نشانههاي رواني نظير نداشتن قدرت انتخاب، نداشتن اميد به آينده، احساس ناتواني در مقابله با يك كار
مرسی از همتون ♥️
بهترین راه انجام دادن ورزش و به باشگاه رفتن. یوگا برای رفع استرس خوبه سعی کن هر روز یوگا انجام بدی و ورزش منظم اینطوری میتونی استرست رو کاهش بدی و به حد اقل برسونی هم اینکه ورزش موجب میشه اعتماد به نفست بالا بره و احساس شادی کنی..