بازگشت به خواندنی

بازگشت به خواندنی

توبه دوباره

خداوند مهربان برای توبه شکنان از بندگان خود، در را هم چنان باز گذاشته است.

بازآ بازآ هر آنچه هستی بازآ

گر کافر و گبر و بت پرستی بازآ

این درگه ما درگه نومیدی نیست

صد بار اگر توبه شکستی بازآ

گفتنی است که خیر محض کار فرشتگان است، و آمادگی برای شر بدون جبران، خوی شیطان هاست و بازگشت به خیر بعد از شر، طبیعت آدمیان است در طول زندگی انسان ها امکان لغزش ها و خطاها وجود دارد، و اگر درهای بازگشت و توبه بسته شود، سبب دلسردی و ناکامی آدمی شده و او را از پیمودن راه کمال باز می دارد؛ از این رو در مکتب انسان ساز اسلام دری را با نام «توبه» بازکرده اند تا تمام آلودگان به گناه برای جبران گذشته و اصلاح نفس خویش به آن در «رحمت» روی آورند.

مرکب توبه، عجایب مرکب است

بر فلک تازد به یک لحظه ز پست

در این راستا، امام سجاد علیه السلام در مناجات تائبین به صورت لطیفی این نکته را بیان می کند: «الهی انت الّذی فتحت لعبادک باباً الی عفوک سمیته التّوبه…»؛ «خدای من! تو کسی هستی که به روی بندگانت دری به سوی بخشش گشوده ای و آن را توبه نامیدی، و فرموده ای: به سوی خداوند بازگردید و توبه خالص کنید! که این در رحمت باز است، عذر کسانی که از آن غافل شوند، چیست؟!»

اما بعضی از مواردی که تذکر آن برای عزیزان جوینده سعادت و رستگاری مفید است:

1- مجالست و هم نشینی با دوستان و افراد شایسته و صالح

2- دوری گزیدن از افراد ناشایست، و کسانی که برای پروردگار حریمی قائل نمی شوند.

3- شرکت در محافل مذهبی و معنوی، تا جایی که بر روحیه معنویتان بیفزاید.

4- استفاده از موعظه های اخلاقی بزرگان دین، بخصوص آیه های نورانی و حیات بخش قرآن کریم و سخنان راهگشای امامان معصوم علیهم السلام

5- تفکر در عقوبت یکایک گناهان و سختی روز جزا

6- تأمّل در زندگی کسانی که بدون توبه و دست خالی از این دنیا کوچ کرده و خویش را از رحمت واسعه الهی محروم کردند؛ چون زمان توبه همین دنیاست نه دنیای دیگر!

7- مأیوس شدن از رحمت پروردگار، که نومیدی از رحمت الهی بزرگ ترین گناه به شمار آمده است.

در پایان بد نیست به سراغ یکی از گنهکارانی که چهل سال به دنبال معصیت پرودگار رفته؛ ولی با یک توبه واقعی، رحمت باران بر جمعیتی به خاطر او باریدن گرفت، آشنا شویم تا ببینیم خدای ما چگونه پروردگاری است؟!

در دوران حضرت موسی علیه السلام در بنی اسرائیل قحطی شدیدی پیدا آمد.

مؤمنین برای طلب باران هفتاد مرتبه دست به دعا برداشتند، اما دعایشان به اجابت نرسید. شبی موسی بن عمران به کوه طور رفت و بعد از مناجات و گریه زیاد عرض کرد: پروردگارا! اگر مقام و منزلت من نزد تو بی ارزش شده، از تو می خواهم به مقام پیامبری که وعده دادی در آخرالزمان مبعوث کنی، باران رحمتت را بر ما نازل فرما!

خطاب آمد: ای موسی! مقام و منزلت تو نزد ما بی ارزش نشده، ولی در میان شما شخصی است که مدت چهل سال آشکارا معصیت مرا می کند، اگر او را از میان خود بیرون کنید، من باران رحمتم را بر شما نازل می کنم.

موسی علیه السلام در میان بنی اسرائیل فریاد برآورد: ای بنده ای که چهل سال معصیت پروردگار می کنی، از میان ما بیرون برو، تا خداوند باران رحمتش را بر ما نازل کند. آن مرد گنهکار ندای حضرت علیه السلام را شنید، فهمید او مانع نزول رحمت الهی است، با خود گفت چه کنم؟ اگر بمانم خداوند باران نمی فرستد، و اگر از میان آنها بیرون بروم، مرا می شناسند و آبرویم می رود.

عرض کرد: خداوندا! می دانم که از روی جهل و نادانی معصیت تو را کردم، حال به درگاه با عظمتت آمده ام، در حالی که از گذشته خویش پشیمانم، توبه ام را قبول کن و رحمتت را از جماعت منع نکن.

هنوز سخنش تمام نشده بود که ابری ظاهر شد و باران زیادی بارید.

حضرت موسی علیه السلام عرض کرد: تو باران رحمت بر ما نازل کردی در حالی که کسی از میان ما نرفت، خطاب رسید: ای موسی! همان کسی که برای او رحمتم را از شما قطع کردم، حال به واسطه او رحمتم را فرو فرستادم.

عرض کرد: خداوندا! آن بنده ات را به من نشان بده، خطاب آمد: من او را در حالی که گناه می کرد رسوا نکردم، حال که توبه کرده مفتضحش کنم؟

نه من تنها به احسانت رهینم

نه تنها من بر آن رحمت قرینم

که عالم غرق احسان تو باشد

جهان جان گلستان تو باشد!