گفتگو با کاربران

گفتگو با کاربران

نظرت رو بنویس

الناز 6 ماه پیش

من عشق بچگیم اومده وفقط یه صورت چشمی باهم ارتباط داریم ومن هردفعه اعصاب خورده میشه هس میخوام فراموشش کنم نمیشه ووقتی میگم حوصله ندارم ناراحت میشه وبعد همش یواشکی بهم نگاه میکنه ووقتی میبینه ناراحتم با حالت نگران به چشمام نگاه میکنه وباباش هم منو با لبخند همیشه نگاه میکنه واز اون طرف عشق بچگیم منو تحت نضر گرفته واین تحت نضر بودن نم دونم برای چیه و من نسیت به هرکسی که ناراحت میشدم سریع فراموش میکردم اما این نه اصلا انگار اسم قیافه این تو دلمه منه ونمی دونم این حسم آخرش چی میشه

 7  7

نظرات کاربران

آرتین 6 ماه پیش

سلام این شخصی کع میفرمایین همجنس شما هستش یا مخالف شما و اینکع اگع مخالف چع نسبتی دارین

فاطمه 6 ماه پیش

الناز جون. تکلیف خودت رو مشخص کن. این فرد رو دوسش داری یا نه. و اینکه اصلا بخواهید باهم در اینده ازوداج کنید واقعا به درد هم میخورید و برا هم مناسب هستید؟ ازدواج کاری به عشق بچگی نداره و باید با منطق بیشتری به این موضوع نگاه کنی

الناز 6 ماه پیش

والا من دوسش دارم اما اون یه اخلاقای خاصی دارع مثلا با یه دختر دیگه جرف میزنه وبه اون سپرده که منو تحت نظر بگیره و آرایش میکنم بدش میاد بعد هرموقع میگم حوصله ندارم یا استرس دارم این بدتر هی اذیتم میکنه بعد یک سره حرفامو گوش میکنه اون روز من سریه چیزی ناراحت بودم اونم فهمید ناراحت شد و بهم مخفیانه نگاه کرد

الناز 6 ماه پیش

راستش نمی دونم اگه واقعا منو نمی خواد چرا انقد حواسش بهم حس هوامو دارع

الناز 6 ماه پیش

نمی دونم کدوم طرف منه

فاطمه 6 ماه پیش

سلام الناز عزیز، هرکسی که هواسش به شما باشه دلیلی بر این که شمارو دوست داره نیست! درواقع بهتره بگم دلیل موجهی نیست! و خیلی بده که پارتنرت از طریق فرد دیگه‌ای شمارو زیر نظر گرفته الناز جان، درست نیست ک اون به شما به امر ونهی کنه که آرایش بکنی یا نه! طرفتون فقط اجازه داره با شما در این مورد مشورت کنه و به یه نتیجه‌ی دلخواه برسید در آخر اگر کسی شمارو دوست داشته باشه سعی در اذیت کردنتم نداره و و در مواقعی که شما حال خوبی نداری درکت میکنه و سعی میکنه به نحو احسن در کنار شما باشه موفق باشید

الناز 5 ماه پیش

ارع واقعا الان بجای باباش میاد مغازه بعد سرم پایین بود بعد یه پسره افتاده بود دنبالم داشت سکته می‌کرد ولی خیلی عادی تو صورتم نگاه کرد بعد از اون طرف با دوستای صمیمیم درارتباطه بعد با بابام حرف میزنم بعدش میاد اما من از لج اون با بابام حرف میزنم والان خودش تحت نظرم گرفته ودر مغازش رو باز میذاره حرفامو گوش میکنه ونسبت بهم حسادت عاشقانه دارع